تبليغاتX
دل شكسته

دل شكسته

غریب آشنا دوست دارم بیا

------- تقدیم به سولماز عزیزم------- متن شما ------- ------- تقدیم به سولماز عزیزم------- متن شما ------- ------- تقدیم به سولماز عزیزم------- متن شما ------- ------- تقدیم به سولماز عزیزم-------تقدیم به سولماز عزیزم------- ه زمح ه زمح

ه زمح ه زمح ه زمح ه زمح

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط سعيد  | 

روز ها می گذرد

Hosted by Tinypic.com
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط سعيد  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 8:39 بعد از ظهر  توسط سعيد  | 

عكس اقا سعيد

سعيد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 8:2 بعد از ظهر  توسط سعيد  | 

دیگه باید چی کار کنم

shame

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط سعيد  | 

غم دیوانگی

a

غم ديوانگي ام را مخوريد؛

که من از عالم هشيار بسي بيزارم؛

غم ديوانگي ام را مخوريد ؛

و مگوييد که افسوس بر او؛

غم ديوانگي ام را مخوريد؛

و مبينيد که تا صبح سپيد، ماه را مي خوانم؛

غم ديوانگي ام را مخوريد؛

و مخوانيد دعا؛

من ديوانه به دلدادگي عاقل گشتم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط سعيد  | 

دیگه دوست ندارم

ط§ط´ع© ظپط±ط²ط§ظ†ظ‡

سخته ولي بايد بگم كه ديگه دوست ندارم

با اينكه مشكله ديگه اسمتو هم نميارم

ديگه از عشقت نميگم پا روي قلبم ميذارم

ولي بدون كه بعد تو دلو جايي جا نميذارم

سخته ولي بايد بگم عشقتو ديگه نميخوام

ديگه واسه داشتن تو تا ته دنيا نميام

با ديدن نگاه تو ديگه نمي لرزه صدام

ولي هنوز اشكهام ميريزه روي گونه هام

سخته ولي بايد بگم پشيمونم از عاشقي

فكر ميكردم تو هم مثل دل من صادقي

شبهامو ميكني پر از عطر گلاي رازقي

اما تو نه مهربوني نه رنگ گل شقايقي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط سعيد  | 

به نام سر فصل همه نامه ها چه انها ييكه نوشته شدند چه انهاييكه سپيد ماندند تا كاغذها سياه نشوند

يك سلام پر رنگوچند نقطه چين....

به علامت جوابهايي كه هرگز ندادي ويك دقيقه سكوت!به احترام تمام لحظه هايي كه در انتظار پاسخ تو ماندند. فرض كه دلت نخواست! به فرض كه حوصله ات نيامد! به فرض كه لايقش نبودم! فرض كهدوستم نداري!نه خودم نه نامه هايم!!!!! اين خودش قانع كننده ترين دليل دنياست. بي دليلي هم خودش كلي دليل است لا اقل ميگفتي:(اين هم جوابي كه ننويسند جوابيست) دريغ از همين حرف چه مي شود كرد تويي وعزيز كرده اين دل رسواي سر گردان خودم ، چه كارش كنم جواب هم ندهي بهانه ات را مي گيرد بگذريم...حوالي همين روزهاي پژمرده ي نيا مدنت انگار كسي از اسمان دلم گفت شايد اين عزيز كرده دلت شعر به مخمليش نمينشيند! حق بعد از تو با اوست اين بار ديگر شعر نمينويسم نامه هايي را برايت مينويسم كه در تنهايي پاييزم براي خودم نوشتم وبراي تو پاره كردم.حقيقتش فكر ميكردم اگر مي خواست از اين زبان خوشت بيايد حرفهاي عادي خودمرا بيشتر دوست داشتي كه نداري حالا چاره اي نيست، اين را هم امتحانش مي كنم. راستي به دل نگير ببين نامه هايي كه پاره كردم اسم تو هميشه با چند كلام قبل وبعدش سالم ودست نخوردهماند وحالا هم از روي همان اسم خودت نامه هاي تكه تكه شده راكنار هم چيدم وبرايت نوشتم اينبار هم اگر به دلت ننشست فكر ديگري ميكنم شايد هم دفعه بعد به سبك ادمهاي ان طرف تاريخ حرف هايم را برايت نقاشي كردم.خدا را چه ديدي شايد پسنديدي خوب ديگر وقت چشمهاي روشن نازت را زياد گرفتم بگو به روشني خودشان كدري لحجه اين مجنون اواره را ببخشيد. ممنون كه هميشه نا خواسته كمكم ميكني چه خودت، چه اسم قشنگت،چه سفرت، چه نيامدنت واين بار هم بي جوابيت كه كانون از هم پاشيده نامه هاي پاره پاره ام را به هم پيوند زد،تاريخ نميزنم هر وقت كه تو ممكن است حوصله مهربانيت بيشتر باشد.حرف اخر اينكه زيبا،مثل هيچ كس،قرص كامل ماه،بي تقصيرپروانه ات مي مانم وبرا تو مي نويسم تو عزيزي،چه بهاري باشي،چه تابستاني ،چه پاييزي دلت نسوزد،نگو چه لهن غم انگيزي راست مي گويم كه عزيزي،حتي اگر اينهارا هم مثل بقيه فراموش كني ودور بريزي كسي كه هم بي تو مي ميرد وهم براي تو.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط سعيد  | 

اينها رو تقديم كسي ميكنم كه واقعا دوسش دارم

دوست دارم عسلم

نوبت خامو شي مـن                  سهل و آســـان مي رسد

من كه  ميدانم  كه تـا                 سر گرم بزم و مستي ام

مرگ ويرانگر چه بي رحم              و شتابان   مي رسد

من كه ميدانم  به  دنيا               اعتباري نيست نيست

بين مرگ و آدمي                      قول و قراري نيست نيست

من كه ميدانم اجل                    نا خوانده و بيداد گر

سر زده مي آيد و                      راه فراري نيست نيست

 پس چرا عاشق نباشم

فقط يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

 
ااز   دوريت   خون  گريه مي كنم

 

        

 
 

 

 
 
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط سعيد  | 

تقدیم به سولی خانوم

سلام
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط سعيد  |